بازدید کل: 170713

بازدید امروز: 56

بازدید دیروز: 170

نتایج جست و جو



در جواب شعر حافظ

ندارم تا به او بخشم سمرقند و بخارا را اگرآن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را بر آنم گر نباشد جان من درخورد افشاندن به وام از خواجه می گیرم سمرقند و…


تقدیم به پسرم

دوست دارم که گل پسر باشی خلف پاک سنگسر باشی دوست دارم به همارۀ تاریخ افتخار من پدر باشی ******************* دوست دارم در وطن باشی پسر قهرمان من باشی پسرم…


دوبیتی های 3008 الی 3015

3008 زراه دور تنها آمدم من از آنجا سوی اینجا آمدم من به فکر آمدن هر گز نبودم به عشق تو به دنیا آمدم من ****** 3009 چو ماهی روی دست من خزیدی ز پیشم همچو مرغی…


سروده شده توسط صحرا و تقدیم به همسرشان

همسر مهربان تر از مادر با وجود تو زندگی پویاست عمر من با همه نشیب و فراز همۀلحظه های آن زیباست در کنار تو خانۀ تنگم وسعتی همچو آسمان دارد ابر پربار…


262 - تار تن

تا کی چو تار تن ها در دام خود اسیرید یا بند را بدّرید یا در قفس بمیرید تا کی چو مرغ غمخوار از تشنگی شکایت دریاست مقصدتان یا راهی کویرید از مرگ می…


389 - رفیق

بدل گفتم حکایت با صبا کن مرا با بوی گلها آشنا کن ترا میگویم ای دردجگر سوز اگر مردی تو دردم را دوا کن برو ای شب بپای بیقراری شباهنگ سحر گه را صدا…


سروده شده توسط علی آذر شاهی (آتش) و تقدیمی به صحرا

دلم گرفته تر از ابرهای شهر شماست دراین فضای غم آلوده آفتاب کجاست سکوت منجمد کوچه های دلتنگی درانتظار غزلهای عاشقانه ماست خبر دهید که مجنون واله…


ششصدمین سالگرد حافظ

سیاه مشق دلم را هزار پاره کنید نثار مقدم مردان جشنواره کنید شما که چاره دردید مرد غیرت را برای این دل بیچاره نیز چاره کنید هوس بجلد دلم رفته همچو…


بر مزار با یزید

امشب به شهر مستی با کوچ دل رسیدم همراه باد و باران مهمان با یزیدم یا رب چه سیر و حالی شد حادث خیالم با بایزیدم امّا حیران بو سعیدم آمد صدای غیبی…


سروده شده توسط صحرا وتقدیم به دکتر مهران دارابی چشم پزشک

چشم مرا بدست تو پیوند میزنند چینی شکسته های مرا بند میزنند دارابی عزیز بپاس محبّتت سلولهای من بتو لبخند میزنند ****** طبیب چشم من اعجاز کردی دوباره…


دوبیتی های سنگسری - شماره 61 تا 72

61 وانده مه رواوو ده پیش بواته مه یال یاله نرون ده میش بواته بیخود بیخود مه ره بهونه کرته وانده مه کرکوده چه کیش بواته 62 مه چشی نه چکل ده رز بدی یه…


دوبیتی های شماره 1835 الی 1846

زیادم رفته پیرم یا جوانم فقط من ماندم و مشتی گمانم خداوندا چراغی کن عطایم که در دنیای تاریکی نمانم ******************* من ار عمری به پای تو نشستم به غیر…


دوبیتی های شماره 1823 الی 1834

من نه جادو می کنم نه ساحرم باطنم آئینه دار ظاهرم حاضری در راه عشقت جان دهی تو نمیدانم ولی من حاضرم ******************* در آفتاب سوزان سرگشتۀ کویرم تا درمیان…


دوبیتی های شماره 1811 الی 1822

به برگ گل نوشتم یادگاری گله کردم ز باد نو بهاری گلم پژمرد و بادش برد افسوس نبردم ره به کوی ماندگاری ******************* چرا راه مرا همواره بستی چرا پای…


دوبیتی های شماره 1799 الی 1810

خدایا یار دیرین آفریدی مه و ناهید و پروین آفریدی چه حکمت داشت در ادوار تاریخ برایم تلخ و شیرین آفریدی ******************* گل خود را به من پیوند کردی دلت…


دوبیتی های شماره 1787 الی 1798

تو که از مرز کینه رد شده ای رد ز دنیای دیو و دد شده ای از چه از راه خویش برگشتی بین خوبان دوباره بد شده ای ******************* ای عقب افتاده به ما می رسی بین…


دوبیتی های شماره 1775 الی 1786

نگار من گل داوودی من دوای درد من بهبودی من کمر بستی چرا یار عزیزم برای کشتن و نابودی من ******************* معلم در کلاسم یاوری کن مرا آسوده از نا باوری…


دوبیتی های شماره 1763 الی 1774

من اگر نیک یا که بد بودم در جدالی ز دیو و دد بودم همۀ راه را که می بیند من ره دوست را بلد بودم ******************* قطره بودم ولی بخار شدم مشت خاکی که کوهسار…


دوبیتی های شماره 1751 الی 1762

اگر چون بوته ها گل می کنم من به عشق روی بلبل می کنم من ولی از ترس خار و باغبانان در عشق خود تجاهل می کنم من ******************* یک عمر در احتساب بودم و ندر…